تبلیغات
دلزخم - داستان های کوتاه و ... - عاشورا

کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...تا رستگارشوید

عاشورا

نویسنده :امیر تقی نژاد
تاریخ:شنبه 19 آذر 1390-02:47 ب.ظ

 

 

 

عاشورای امسال گذشت. باز هم مثل سال های گذشته، گریه کنان، بر سر و بر سینه هایمان کوبیدیم و جاهایی هم که نامحرم ما را نمی دید، تن و بدنی بیرون دادیم و به یاد سرور شهیدان و سخنگوی برحقّش، زینب کبری و ظلمی که بر آن ها و ایل و طایفه شان رفت، به عزاداری پرداختیم و غصّه ها خوردیم و اشک بر صورت هایمان، نشاندیم و گلو های خشکیده مان را خش دار کردیم و جاهایی هم به یاد تشنگی اباعبدالله و یاران و فرزندانش، آب را بر خود برای چند ساعت حرام کردیم تا بچشیم درد تشنگی را و آن چه را بر سر سیّد شهدا رفت و او را برای سال ها و سال ها، ماندگار کرد و توی دل هایمان نشاند و یاد و نامش را جاودانه ساخت.

امّا آن چه باعث شد این مطلب را با سوزی در دل و اشکی بر چشم، روی کاغذ بیاورم این است که می بینم که برای عزاداری بر سیّد شهدا و جمع شدن در هیئت های عزاداری و سیاه پوش کردن در و دیوار شهر، باز هم اوّل خط به انتظار نشسته ایم و به تکرار مکرّرات مشغولیم و آن چه را دیگران، انجام می دهند، انجام می دهیم و بی رسیدن به فلسفه ی قیام امام سوّم شیعیان و خروجش بر خلیفه ی قلّابی، هی بر سر و بر سینه می کوبیم و در حرکتی تکراری، به پختن غزای نذری مشغول می شویم و به توزیع آن بین جمعیتی که عمده بی گرفتاری اند و دستشان به دهانشان می رسد، مشغول می شویم و از محرومین واقعی جامعه، آن هایی که بین لایه های فشرده ی جمعیتی پنهان هستند غافل می شویم و گاها" عزاداری برابا عبدالله را با پوششی از ریا و دو رنگی، همراه می کنیم و خدای نکرده عزای امام را وسیله ی رویش و پیشرفت خود قرار می دهیم.

می فهمیم و می دانیم عزاداری بر امام شهید در هر حالتی و حتّی بدون فهمیدن دقیق رسالت مهم ایشان، کاری پسندیده ست و اجر و قرب دارد و آن دنیا، محلّ پاداش خواهد بود، امّا این مهم با فهم دقیق پیام امام، صد چندان خواهد شد. ما هنوز که هنوز است نمی دانیم چرا و به چه علّت امام حسین خود و نزدیک ترین افراد و یاران و خانواده اش را همراه خود ساخت و به حرکتی که قطعا" و قطعا" پایانی جز شهادت برای خود و یاران و اسارت برای فرزندانش، داشت، دست زد.

هنوز مانده ایم دلیل اصلی خیانت کوفیان به امام حسین چه بوده و چرا بعد از نوشتن ده دوازده هزاردعوت نامه به امام، عهد شکنی کردند و سیر حرکت امام به شهرشان را قربانگاه سالارشان، قرار دادند و جنگ نابرابری تشکیل دادند و با ددمنشی به مصاف سپاه اندک امام رفتند و با سبعانه ترین حرکت، آن ها را از دم تیغ گذراندند و سرها را پراندند و دست ها و پاها را جدا کردند و نام خارجی بر فرزندان اسیر امام گذاشتند و آن ها را بر مرکب های بی جهاز، سوار کردند و آن چه لایق اسیران است، تشنگی و گرسنگی را بر آن ها، وارد کردند.

هنوز مانده ایم پیام سخنرانی های تند و کوبنده ی سخنگوی عشق و شهادت، زینب کبری، در کاخ حکومتی عبیدالله بن زیاد در کوفه و یزیدبن معاویه در شام، چه بوده و چگونه خواهر گرامی اباعبدالله، توانسته در شرایطی که دژخیمان دورشان را گرفته اند و فراق جانسوز برادر ها و پسرها و سایر ایل و طایفه اش روی دلش، سنگینی می کرده، زبان به شکوه و شکایت باز کند وظالمان دهر را در عرصه های ظلم و کینه شان به آل علی، رسوا کند و به جهانیان، محلّ راستی و درستی را بشناساند و حقّانیت امام شهید را ثابت کند.

وهنوز مانده ایم برای سوال تاریخی حضرت شهید " هل من ناصر ینصرنی " آیا جوابی داریم یا نه ! و آیا جوابمان ناشی از احساساتی است که موقّتا" بر روح و جانمان جاری شده یا نه ! می دانم خود را جای امام و یارانش گذاشتن و تحمّل آن چه بر سر آن ها رفت، از توان همه ی ماها خارج است امّا این را هم می دانم که سوال تاریخی امام برای همه ی ادوار تاریخ، بی جواب خواهد ماند.   




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
hasti
دوشنبه 21 آذر 1390 09:00 ب.ظ
و وای به حال شیعه امروز که اگر ما هم با این همه ادعا نتونیم خودمونو بجایی برسونیم که بتونیم پاسخوگی این سوال باشیم و امام عصرمان همچنان در انتظار پاسخ " هل من ناصر ینصرنی"
همیشه عقب میمونیم در تشخیص اولویتها

" انانکه رفتند کاری حسینی کردند!
حال برادرم خواهرم!
ایا ما داریم کاری زینبی میکنیم؟ "
شهید اوینی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo