تبلیغات
دلزخم - داستان های کوتاه و ... - گلشیفته ... برهنگی ...

کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...تا رستگارشوید

گلشیفته ... برهنگی ...

نویسنده :امیر تقی نژاد
تاریخ:چهارشنبه 5 بهمن 1390-10:30 ق.ظ


 

مات و مبهوت مانده بودم. گیج و مدهوش شده بودم. باورم نمی شد آن کسی را که روی صفحه ی مانیتورم، در حال برهنه شدن می بینم، گلشیفته فراهانی باشد. نفراوّل فیلم " میم مثل مادر" کارگردان متعهّد " مرحوم رسول ملّاقلی پور" بخصوص با گریم سنگینی که تحمّل کرد و یکی از شاه نقش های هنر ایرانی را درقالب یک مادر دردکشیده ی ایرانی روکرد و نفرمتشخّص فیلم باشکوه " درباره ی الی " اصغر فرهادی، با ته لبخندی خیلی ناچیزگوشه ی لبش، به آهستگی و در کمال آرامش، بالاتنه اش را لخت کرد تا به ما، آن هایی که راجب عملکرد هنرمند محبوب مملکتشان، کنجکاوند و به راحتی از حاشیه های دور و اطرافش، نمی گذرند، بفهماند باختن به هر شرطی، چه قدر آسان است.

آری باختن! چیزی که خیلی ها از آن گریزانند. امّا شاید گلشیفته توی این باختن طلایی، چیزی دیده که ما از آن بی خبریم. وقتی گلشیفته به سینمایی که در آن حرف اوّل را می زد، پشت پا زد و رفت تا یک هالیوودی تمام عیار شود، قطعا" به بازگشت هم فکر می کرد امّا از آن جایی که بازی در کنار یک نقش دست چندم پیش دی کاپریوی گیج کننده، هنرپیشه ای که کارگردان های عمده ی دنیا، برایش التماس می کنند، به حدّ کافی وسوسه کننده بود، فکر بازگشت را کلّهم تعطیل کرد و به ماندن در اروپا، درپاریس، رضایت داد تا شاید و شاید چیزی را که به خاطرآن موقعیت درخشان خودش را در هنرایران زمین، رها کرده، به دست بیاورد و مغبون نماند و حدّاقل درظاهر، خودش را برنده ی قضیه بداند. برنده ای که با آن تریپ یکدست مشکی کت و شلواری روی جلد مجلّه ی نچندان خوشنام " سان " ظاهرشد و با صدای بلند عنوان کرد:

" من از حجاب متنفّرم "

گلشیفته می دانست که اگر برود، با پیشنهاد برهنگی روبرو خواهد شد، امّا رفت که رفته باشد. رفت تا گفته باشد من یک سر و گردن از همتاهای خودم، از آن هایی که توی ایران بازی می کنند و برهنه هم نمی شوند، بالاترم. این از خود بیخود شدن، محصول چیست؟ پیامد کدام حرکت گلشیفته است؟ چرا ماها، ایرانی ها، به حرکت عجیب و غریب هنرمند ایرانی، حسّاس شده ایم؟ چه شده است که هر روز هزاران هزار کاربر ایرانی توی سایت های مختلف خبری و غیر آن دنبال عکس و خبر گلشیفته می گردند و آن گاه که با حدّاقل ها چیزی در مایه های تصویری شطرنجی از گلشیفته روبرو شدند، شروع می کنند به کامنت گذاشتن که وای و ای وای که گلشیفته ال کرد و بل کرد؟

آری ایرانی حق دارد به اطّلاعات هنرمند سابق هم وطنش، دسترسی داشته باشد و ازآن چه انجام داده و یا می خواهد انجام دهد، اطّلاع داشته باشد. جای تاسّف است هزاران هزار نوجوان و جوان ایرانی، هنرمندی را دوست داشته باشند، به خاطرش به سینماها بروند و عکس و پوسترش را به دیواراتاقشان بزنند و آن گاه همین هنرمند را درحالی ببینند که عین آب خوردن جلوی دوربین خارجی می رود و به سادگی به حرکتی که ایرانی با آن غریبه است، دست می زند و ...

 باختن به هر شرطی...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
milad
دوشنبه 26 تیر 1391 12:07 ق.ظ
برهنگی حق ماست!
http://miladkhanmirzaei.blogfa.com/
بی نام
جمعه 7 بهمن 1390 12:22 ق.ظ
واقعا خیلی قشنگ بود .

بالاخره هر کسی یه قیمتی داره و قیمت اون هم همین قدر بیشتر نبود .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo