تبلیغات
دلزخم - داستان های کوتاه و ... - خالق سووشون رفت

کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...تا رستگارشوید

خالق سووشون رفت

نویسنده :امیر تقی نژاد
تاریخ:شنبه 20 اسفند 1390-09:05 ق.ظ


 

سن بالا بود و فرتوت. ازمدّت ها پیش کناره گرفته بود و دیگر حتّی نزدیکانش را هم راه نمی داد. نود سالگی کم سنّی نیست. خیلی ها نصف این راه را نرفته، خاموش می شوند و به خیلل ارواح دور و نزدیك می پیوندند. خیلی ها برای رسیدن به شصت هفتاد سالگی، همه ی فوت و فن را به کار می گیرند و معمولا" موفّق نمی شوند امّا برای بانوی نویسنده ی این مرز و بوم، برای سیمین این سرزمین و برای زن جلال، آن خورشید پرفروغ، نود سالگی، خیلی کم بود.

اگر سووشون را خوانده باشید، قطعا" با قهرمان زن این داستان، زری، آشنا شده اید. قهرمانی که زن بودن، دست و پایش را نمی گیرد و چون شیرزنی به دل خطر می زند و می فهماند که زن، این شاهکار نمونه ی طبیعت، چه ها می تواند انجام بدهد.

سیمین دانشور، خالق سووشون، رمانی که به هفده زبان زنده ی دنیا، ترجمه شده و جزو یکی از پرخواننده ترین رمان های ایرانی حساب می شود، روز پنج شنبه، هجدهم اسفند ماه نود، دنیا راترک کرد تا به جلالش، بپیوندد. زنی که هیچگاه در سایه ی پر ابهت شوهر نامدارش، نزیست و آزاد و مستقل، راه نوینی را درادبیات گشود. بانوی هنرمندی که باعشق بی مثالش به جلال، جلال آل احمد، ستاره ی بی همتای ادبیات نوی ایرانی، نشان داد، ماها، هنوز اندر خم یک کوچه ایم و برای شناختن کوچه های پیچ در پیچ عشق و محبّت، سال ها باید دانش آموزی بکنیم.

روز یکشنبه، بیست و یکم اسفند ماه پیکر بانوی نویسنده از جلوی تالاروحدت، تشییع خواهد شد. بیایید اگر زنده بودن بانوی رمان نویس را درک نکردیم، به مانند خیلی از ایرانی ها، مرده اش را پاس بداریم. بیایید سیمین را از تنهایی چهل و دو ساله بعد از رفتن جلال، دربیاوریم.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
فرهاد
یکشنبه 28 اسفند 1390 10:48 ب.ظ
سلام
از شما نویسنده محترم وبلاگ گروهی باغ ارغوان خواهش میشود که به آدرس پست زیر رفته و مطلب را مطالعه فرمایند.
باتشکر
http://minidastan.mihanblog.com/post/995
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo