تبلیغات
دلزخم - داستان های کوتاه و ... - این جا بدون من

کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...تا رستگارشوید

این جا بدون من

نویسنده :امیر تقی نژاد
تاریخ:سه شنبه 22 فروردین 1391-06:07 ب.ظ


 

چقدر فیلم می بینید و چقدر در مورد فیلم هایی که می بینید، تامّل می کنید و از آن ها سرسری عبور نمی کنید. " این جا بدون من " را دیده اید؟ فکر کرده اید آن چهار بازیگر اصلی چه کرده اند با نقش هایی که داشته اند؟

" این جا بدون من " فیلم گرم و با احساسی است. تکانت می دهد. ویرانت می کند. به فکر کردن وادارت می کند. می گوید همین نزدیکی ها، بین آشنایان و فک و فامیل، افرادی هستند که هشتشان گروی نهشان است و با این حال از این که صورتشان را سرخ نگه دارند و مثل افراد آبرودارزندگی کنند، در نمی روند و برای آن چه از فقر و بدبختی و از آن چه نقص جسمانی یکی از اعضاء خانواده حساب می شود، فرار نمی کنند و به فکرچاره می افتند.

مادر خانواده، فاطمه معتمد آریا، نقش یک مادر با احساس و دردکشیده را که توی یک کارخانه ی موادّ غذایی کار می کند، بازی می کند. اوبرای پسرش که برای جبران کم و کسری خانواده توی یک انبارکارخانه کار می کند و برای دخترخانواده که با وجود شل بودن، از دل پر احساسی، بهره مند است، نقش مادرو پدر را همزمان عهده دار می شود و مقابل مشکلاتی که روی این خانواده ی سه نفره آوار شده است، جاخالی نمی دهد.

قیافه ی بق زده و خالی از شور و احساس پسر خانواده، صابر ابر، لحظه ای از ذهنت بیرون نمی رود و و توانایی اش در نشان دادن یک عضو خانواده که از مسئولیت هایش حتّی با بودن در جای بیخود و بی مصرفی چون یک انبار کارخانه و هرچند با دور بودن از علاقه ای که به فیلم و فیلم سازی دارد، فرار نمی کند وبازی بی نقص دختر خانواده، نگارجواهریان، بخصوص زمان هایی که درد و رنج ناشی از شل بودن را نشان می دهد یا لحظه های پرمرارتش از عدم توانایی در ارتباط با مردم را برای مادرش توضیح می دهد، چون تصویری زنده توی مغز و قلبت حک می شود و وادارت می کند بیشتر بیندیشی و بهتر بفهمی.

پارسا پیروزفر، بازیگری که به مانند آن چه از گذشته در موردش دیده ایم، در این فیلم نیز کوتاهی نمی کند و با گریم خاصّش، هنربی بدیل خودش را نشان می دهد. چشم های رنگی زیبایش، چندان نشان نمی دهد و ریش و پشمش مانع از دیده شدن طراوت صورتش می شود. امّا رضا دوست پسر خانواده، قلب مهربانی دارد که بلافاصله از سوی دختر خانواده، کشف می شود وخیلی زود به عشقی عجیب تبدیل می شود.

تکان دهنده ترین قسمت ماجرا وقتی ست که مادرخانواده با ترفند رضا، پارسا پیروزفر" را به خانه می کشد تا در مسیر دختر شلش قرار دهد و به این وسیله آبی گرم شود و بساط خواستگاری پیش بیاید و دختر خانواده را رد کند و خیالش از بابت ازدواج دختر ناقصش راحت شود. امّا زمانی که دختر خانواده با هزاران مشکل، به رضا نزدیک می شود تازه متوجّه می شود رضا نامزد دارد و ماه دیگر عروسی شان است و فاجعه ای که پیش می آید و ضربه ای که به جسم ناتوان دختر خانواده، وارد می شود و تلاش هایی که مادر و پسر خانواده برای خارج کردن دختر خانواده از این وضعیت بغرنج، به خرج می دهند، واقعا" دیدنی است.

فیلم، پایان خوشی دارد. یعنی رضا بر می گردد و می گوید که نامزدم را مادرم برای من پیدا کرده بوده و من خودم مایل نبودم و نامزدی را به هم زده ام و آخر ماجرا با دیدن بچّه ای که بین رضا و دخترخانواده، ردّ و بدل می شود می فهمیم همه چیز به خیر و خوشی تمام شده و خانواده از دوره ی فقر و بدبختی، به سلامت عبور کرده است.

توصیه می کنم حتما" و حتما" این فیلم را ببینید تا با با مفاهیمی چون عشق و دوست داشتن و فداکاری و فقر، بیشتر آشنا بشوید. مطمئنّم، پشیمان نخواهید شد. 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ارزو
شنبه 26 فروردین 1391 12:34 ق.ظ
به نظر من اگه هیچکس تو زندگیش هیچ ارزوی نداشته باشه یعنی هیچی تو زندگی براش مهم نیست و مفهومی نداره
داشتن ارزو یعنی داشتن هدف یعنی پیشرفت یعنی تغییر کردن .............
پس بزار همیشه یه ارزو داشته باشی حتی کوچولو
خوشحال شدم که وبلاگم به دلم نشست
پریا
جمعه 25 فروردین 1391 09:02 ب.ظ
سلام ممنون دوست خوبم
لطف دارین شما ...

بازم منتظرتون میمونم
جمعه 25 فروردین 1391 07:12 ب.ظ
سلام ممنونم از نظرتون تو وبلاگم شما هم وبلاگ قشنگی دارید .
محسن
جمعه 25 فروردین 1391 06:42 ب.ظ
سلام امیرآقا

ماشاءالله به شما، به حیات خلوت خوش اومدید.

تو دم و دستگاه مادر سادات كاری باشه در خدمتیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo