تبلیغات
دلزخم - داستان های کوتاه و ... - پیوند درد و دوربین

کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...تا رستگارشوید

پیوند درد و دوربین

نویسنده :امیر تقی نژاد
تاریخ:شنبه 26 فروردین 1391-10:40 ق.ظ


 

" چون نمی توانم بی پرده به رنج و محنت چشم بدوزم، پشت دریچه ی دوربینم، پنهان می شوم."

 

نمی دانم چرا هر وقت به کاوه گلستان می رسم، فرقی نمی کند، عکسی، فیلمی، مجبور می شوم مکثی داشته باشم و روی او زوم بکنم و حالات چهره و آن مهربانی و لطف و صفایش را با عکس هایی که گرفته و هرکدام از آن ها یک جورایی او را به عنوان عکّاسی متبحّر و شجاع، شناسانده اند، مطابقت بدهم وسعی فراوانی داشته باشم تا مثل همه ی آن هایی که قبل و بعد از انقلاب، بی خیال هنر والای کاوه گلستان شدند، نشوم.

عکس هایی که او از جنگ ایران با عراق گرفت، بی نظیرند. در عین سادگی، دنیایی درون خود دارند که حرف اوّلش بیزاری و تنفّر از جنگ است. سادگی رمز کار گلستان بود. فرزند ارشد ابراهیم گلستان، داستان نویس و کارگردان ایرانی، برای ثبت مستندهای اجتماعی از سرراست ترین و ساده ترین زوایا استفاده می کرد.

کاوه گلستان، نه ماه بین روسپی های شهر نو در رفت و آمد بود و از آن ها عکس می گرفت. عکس بدبختی هایشان را. عکس طرد شدن و دورافتادن آن ها. عکس هایی که بیشتر از هر چیزی انزوا و زاری و پرت شدن این طبقه ی محروم جمعه را نشان می داد.

اوج کار گلستان در یکی از یتیم خانه های تهران بود. عکس هایی از بچّه یتیم هایی که برای کنترلشان، پاهایشان را با طناب به تخت هایشان، بسته بودند. چه کسی مثل گلستان می تواند تنهایی و بی پدر و مادری بچّه یتیم ها را به این ظرافت و دقّت، نشان دهد؟

در عکس هایی که از کارگرهای عمده ساختمانی گرفت، بیشتر از چیزی، سرسختی و سخت کوشی آن ها را نشان داد و در عکس های مجنون، مراجعاتش به دیوانه خانه، معنی و مفهوم جنون رابه قشنگی و به وضوح به بینندگان عکس هایش توضیح داد. او در عکس هایش از قالی بافان زن در تبریز از دخترکی عکس گرفته که دستش زخمی شده و خونش روی دارقالی ریخته است. تقابل خون و نقش و نگار رویایی و حیرت انگیز قالی ها، فوق العاده است.

نگاه انسانی کاوه گلستان، خارق العاده است. او از پشت دریچه ی دوربینش، چیزهایی را می بیند که خیلی ها قادر به دیدنش، نیستند. گریه های فروخورده ی او توی دل مهربان و صمیمی اش، قاطی خاکی شد که برای دربرگرفتنش، خیلی زود دست به کارشد. سیزدهم فروردین سال هشتاد و دو، روی ارتفاعات پراز گل و سبزه ی کردستان عراق، مینی بازمانده از جنگی بیهوده، کاوه گلستان، چهره ی بی ادّعای عکّاسی ایران زمین را از ایرانی ها گرفت.

 

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مهدی
شنبه 2 اردیبهشت 1391 12:02 ب.ظ
سلام
چندتا از داستانهاتون رو خوندم جالب بودند و قابل تامل موفق و موید باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo