تبلیغات
دلزخم - داستان های کوتاه و ... - خنده دار ؟ شما بگین...

کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...تا رستگارشوید

خنده دار ؟ شما بگین...

نویسنده :امیر تقی نژاد
تاریخ:پنجشنبه 11 آبان 1391-08:50 ب.ظ

 

 

این که پنج شنبه ها روز خوبی ست، شکّی در آن نیست، بخصوص از این که فردایش، جمعه است و جا برای خوابیدن تا لنگ ظهر جمعه وجود دارد و شبش که خود قیامتی ست از برای تمام کارهایی که شب های قبل، نه فرصتش را داشتی و نه حال و حوصله اش را. دیدن فیلم، کتاب خواری، آن هم از نوع خفنش، و ...

روزنامه خیلی تر و تمیز هفت صبح، برای روز های پنج شنبه، ویژه نامه ای دارد که توی یکی از صفحاتش، کپی پیست هایی را که توی شبکه های اجتماعی، دست به دست چرخیده، صاحبش را گم کرده و نهایتا" گیر یکی دیگر افتاده را، آورده است.

و حالا این نوشته ها دست من افتاده. فانون کپی رایت هم که تعطیله پس این شما و این هم کوتاه سخن هایی که احتمالا" خنده به لب هایتان بیاورد.

 سخت امیدوارم...

منتخبی ازنوشته های این هفته:

-         یعنی یه بار نشد ما بریم تو صف عابر بانک، کندذهن ترین انسان خاورمیانه، جلومون نباشه؟

-         میکروثانیه چیست؟

مدّت زمان بین سبز شدن چراغ و بوق زدن ماشین عقبی

-         پسرکوچولو بعد از رفتن به رختخواب: بابااااا

پدر: بله؟

پسرکوچولو: میشه برام یه لیوان آب بیاری؟

پدر:نخیر نمیشه. قبل از این که بخوابی گفتم آب می خوری؟ گفتی نه.

سه دقیقه بعد، پسرکوچولو: بابااااا تشنمه، یه لیوان آب میاری؟

پدر: نخیر، اگه یه بار دیگه آب بخوای، میام یکی میزنم توی گوشت تا بخوابی.

پنج دقیقه بعد، پسرکوچولو: بابا....میشه وقتی میای بزنی تو گوشم، یه لیوان آبم بیاری؟!؟!

-         یه دفتر خریدم یازده هزار تومن، موندم توش بنویسم یا قاب کنم بزنم به دیوار!

-         یکی از بزرگ ترین چالش های زندگی ام، سالم بیرون آوردن اوّلین برگ دستمال کاغذی از جعبشه!

-         عوارض جانبی بعد از یک شکست عشقی چیه؟

درآوردن گوشی از حالت سایلنت

نبردن گوشی به دستشویی و حمام

از رمز درآوردن اینباکس گوشی

پاک کردن آثار جرم

خواب راحت

زندگی راحت

تموم نشدن شارژ موبایل بعد از شش ساعت

-         پسر دایی هابم داشتن با هم دعوا می کردن، دایی ام که باباشون باشه میاد می گه " بچّه ها به خاطر من کوتاه بیایین "

داداش کوچیکه برمی گرده به یزرگه می گه پدر سگ این دفعه رو به احترام بابا هیچّی بهت نمی گم وگرنه پدرت رو درمی آوردم!

-         همه ی ما یه دوست لاغر و استخوانی داریم که پنج برابر ما غذا می خوره و هیچ وقت چاق نمی شه!

-         تنهایی یعنی ... یه پر از تو بالشتت دربیاری ولی هیشکی نباشه بکنی توی دماغش.

-         یه سوالی چند روزیه مغزم رو پریشون کرده. چرا جمعه این فدر به شنبه نزدیکه ولی شنبه این قدر از جمعه دوره؟

-         دختره هشت سالشه از باباش تبلت می خواد، اون وقت ما هشت سالمون بود دستمونو گاز می گرفتیم جاش بمونه شبیه ساعت مچی بشه!

 

تا بعد

یعنی تا پنج شنبه ی بعد، اگر و اگر عمرمان به دنبا بود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
masih
پنجشنبه 18 آبان 1391 02:12 ب.ظ
هه..!چه بابای مهربونی!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo