تبلیغات
دلزخم - داستان های کوتاه و ... - جزیره لختی ها
دلزخم - داستان های کوتاه و ...
کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...کتاب بخوانید...تا رستگارشوید
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : امیر تقی نژاد

 

 

دوست بسیار خوبی داشتیم به نام نادر. خیلی کاردرست بود و با مرام . از آن هایی که جانشان در می رود برای دوست . از آن هایی که برای زنده بودن و زندگی کردن ، برنامه دارند وبود و نبودشان دراین دنیا ، خیلی اهمیت دارد . مثل خیلی ها نیستند و جایشان را بین اندک انسان های فابریک و دست اوّل ، خیلی به سختی از دست می دهند .

نوجوانی بود و هزار توی شیطنت ها و بازیگوشی ها . پازل پرپیچ و خمی که با دنیایی ازشور و هیجان همراه بود . مثل الانم نبود که سرمان را به کامپیوترو گیم و بلوتوث وموهای فشن و رنگی وشلوار فاق کوتاه و آخرین مدل گوشی همراه وام پی فور ولب تاپ فرد اعلا ، مشغول کنیم  . بزرگترین تفریحمان ، در این خلاصه می شد  که توی اوّلین رودخانه ی حاشیه ی شهر، شیرجه بزنیم و داخل آبی که پر از گل و لای بود وخیلی به زحمت تا زانوهایمان می رسید ، ادای شناگرها رادربیاوریم و با کرال سینه برویم و با کرال پشت برگردیم .

نادر اخلاق عجیب غریبی داشت . زمان تعطیلی برنامه ی آب تنی ، جلوی چشمان حیرت زده ی ما ، شورتش را در می آوردو درکمال خونسردی ، لخت مادر زاد می شد و ضمن تعویض لباسش ، این جمله را یکسره تکرارمی کرد :

((هرکدومتون منو نگاه کنه ، مادرشو نگاه کرده ! ))

و ما می ماندیم با موج کنجکاوی ناشی از تردید در چشم دوختن به بدن بی قواره و لاغر وزارنادریا جنبیدن رگ های غیرتمان وسر هایی که رو به پایین بود و هوش و حواسی که متوجّه مادرهایمان می شد و نهایتا" کلنجار رفتن با این قضیه و خفه کردن موج کنجکاوی با اندازه ی چند ثانیه نگاه کردن از بین انگشت هایی که مثلا" جلوی چشم ها را گرفته بود . خدا می داند چقدر می خندیدیم بابت این قضیه .

نادر در حال حاضر مدرک فوق تخصّص جرّاحی قلب در یکی از کشورهای همسایه را دارد وافتخاری برای ما دوست های قدیمی حساب می شود . هر باربا نادر، تلفنی صحبت می کنم یا در مراجعات مکرّر به زادگاهش ، او را می بینم ، به یاد گذشته و جزیره ی لختی ها ، می افتیم و کلّی می خندیم .        





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 20 آذر 1390 12:36 ق.ظ
خاک بر سر خودتان و سایت تان مذخرفها
امیر تقی نژادكاش اسم و آدرس وبت را می نوشتی تا جواب فحشت را می گرفتی. یك طرفه به قضاوت رفتی عمو
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 08:53 ب.ظ
جنایت کاران هم کسی مثل ما هستند
عامل چنین حرکاتی تعصبات کور و در نهایت بی دینی می باشد
چشم! برای 2 هفته دیگر مقاله جـنایت و تـجاوز را آپدیت می کنیم
اختیار دارید شما سرور ما هستید
منتظرتان هستیم
http://www.monjimoud.persianblog.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سرگرمی ست؟ نه. تکلیفی ست تا آن چه را در مغز و در قلبم حس می کنم، به آن هایی که نیاز دارند، منتقل کنم. احساس خوبی ست. اگر نوشته هایم، در این امر مهم، موفّق باشند، من به رسالتم، عمل کرده ام. آن گاه خوشحال خواهم بود. صدای خنده هایم را همگان خواهند شنید.

مدیر وبلاگ : امیر تقی نژاد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی